على رفيعى
62
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
حسين بن على ( ع ) را پذيرفتيم و او را دعوت كرديم ، با نمايندهاش بيعت نموديم و قول هر نوع همكارى را به وى داديم ولى او ما را به بىوفايى و دروغگويى متّهم كرد و خواستهء ما را نپذيرفت . از مكّه تا كربلا كاروان حسينى راه عراق را در پيش گرفت . « عمروبنِسعيد » اميرو مدير حج از سوى حكومت ، هنگامى كه باخروج امام ( ع ) از مكّه ، نقشهء خود رانقش بر آب ديد و توطئهاش براى ترور آن حضرت با شكست مواجه شد ، بىدرنگ گروهى را به فرماندهى برادرش « يَحيى » براى مقابله با امام ( ع ) و باز گرداندن او به مكه به تعقيبش فرستاد . « 1 » امام ( ع ) حاضر به بازگشت نشد و كار به درگيرى و تازيانه كشيدن بر روى يكديگر منجر شد . سرانجام « يَحْيى » ناكام به سوى « مكّه » بازگشت و امامحسين ( ع ) به راه خود ادامه داد . « 2 » در طول مسير و در هر يك از منازل حوادثى روى داد كه به مهمترين آنها اشاره مىكنيم . صِفاحْ « 3 » امام ( ع ) در منزل « صِفاح » با « فَرَزْدَقَ » شاعر - كه از عراق عازم مكّه بود - ديدار كرد و از اوضاع عراق جوياشد . « فَرَزْدَق » گفت : « دلهاى آنان با توست ولى شمشيرهايشان با يزيد . . . . » امام ( ع ) سخن او را تصديق كرد و فرمود : « تمامى كارها به دست خداست و او هرچه بخواهد انجام مىدهد . » « 4 »
--> ( 1 ) - بعضى نوشتهاند : اين اقدام حاكم حجاز صورى بود و او تصميم جدّى به بازگرداندن امام 7 به مكّهنداشت ؛ زيرا امام ( ع ) بدون هيچ مزاحمتى ، روز روشن مكه را ترك كرد . هدف حاكم حجاز دور كردن امام ( ع ) از مكّه و از كنار پيروان وهوادارانش بود تا در بيابان بر وى بتازد . از اين رو ، بعدها بنىهاشم ، يزيد را متّهم كردند كه عمّال وى كارى كردند كه آن حضرت از مكّه خارج شود . « ر . ك . حياة الامام الحسين ( ع ) ، ج 3 ، ص 54 و التاريخ السياسى للدّولة العربيّه ، ج 2 ، ص 72 . » ( 2 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 163 و تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 385 . ( 3 ) - موضعى است بين « حُنَيْن » و « مكّه » معجم البلدان ، ج 3 ، ص 412 . » ( 4 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 40 .